بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > پرسه در متون کلاسیک، ویلفردو پارِتو و کنش‌های منطقی و غیرمنطقی

پرسه در متون کلاسیک، ویلفردو پارِتو و کنش‌های منطقی و غیرمنطقی


پرسه در متون کلاسیک، ویلفردو پارِتو و کنش‌های منطقی و غیرمنطقی

هر پدیده‌ی اجتماعی را می‌توان از حیث دو جنبه درنگریست: چنانکه در واقعیت هست و چنانکه خود را بر ذهن این یا آن انسان نمایان می‌کند. جنبه‌ی نخست را ابژکتیو [آفاقی] و دومی را سوبژکتیو [انفسی] می‌نامیم. چنین تقسیمی ضرورت دارد، زیرا ما نمی‌توانیم عملیات یک شیمی‌دان در آزمایشگاه و کارهای یک جادوگر را در یک رده بنهیم. همین‌سان نمی‌توانیم رفتار ملوانان یونانی به هنگام پاروزدن در قایق به‌جهت پیش‌راندن قایق بر سطح آب و قربانی‌هایی را که آنها به محضر پوسایدون [خدای دریاها] تقدیم می‌کنند تا سفری امن و سریع را تضمین کنند، در یک رده جای دهیم. الواح دوازده‌گانه‌ی قانون روم آن‌کس که دروی گندم در یک مزرعه را طلسم کند مستوجب مجازات می‌دانست. اما ما چنین کنشی را از کنش آتش‌زدن یک مزرعه‌ی گندم متمایز تلقی می‌کنیم. 
لیکن نام‌هایی که به این دو رده می‌دهیم نباید ما را گمراه کنند. در واقعیت امر هر دو رده سوبژکتیوند، زیرا کل معرفت بشری سوبژکتیو است. تمایز آنها بیش از اینکه ناشی از سرشت آنها باشد، کمابیش ناشی از دانش ناظر به واقعی است که خودِ ما در اختیار داریم. ما می‌دانیم، یا پندارمان این است که می‌دانیم، که قربانی‌‌کردن‌ها در پیشگاه‌ پوسایدون اثری بر یک سفر دریایی ندارند. لذا ما آنها را از دیگر کنش‌هایی که (دست‌کم بر پایه‌ی بهترین دانشی که در اختیار ماست) توان داشتن چنین آثاری را دارند متمایز می‌کنیم. اگر زمانی در آینده دریافتیم که اشتباه کرده‌ایم، فی‌المثل دانستیم که تقدیم قربانی به پیشگاه پوسایدون در تأمین امنیت یک سفر دریاییِ مفرح بسیار موثر است، آنگاه قربانی‌کردن را از نو رده‌بندی می‌کنیم و آن را در رده‌ی کنش‌های قادر به تولید چنین آثاری قرار می‌دهیم. این بدان سخن می‌انجامد که وقتی کسی رده‌بندی‌ای انجام می‌دهد آن را بر حسب دانشی که دارد انجام می‌دهد. نمی‌توان تصور کرد که اوضاع اگر غیر از این بود چه می‌شد. 
کنش‌هایی هستند که از ابزارهای مناسب برای اهداف خود بهره می‌برند. این کنش‌ها میان وسیله‌ها و اهداف پیوندی منطقی برقرار می‌سازند. کنش‌های دیگری نیز هستند که این خصایص در آنها غایب است. این دو گونه از رفتار حسب اینکه در ذیل جنبه‌ی ابژکتیوشان درنگریسته شوند یا جنبه‌ی سوبژکتیوشان، تفاوت بسیاری می‌کنند. از منظر سوبژکتیو، تقریبا تمام کنش‌های آدمی به رده‌ی منطقی تعلّق دارند. در نظر دریانوردان یونانی، قربانی‌کردن در پیشگاه پوسایدون و پاروزدن در قایق‌ها هر دو ابزار منطقی ناوبری‌اند. بهتر است به جای اطاله‌ی کلام که زیان‌بخش می‌نُماید، به هر طبقه از این رفتارها نامی بدهیم. ما اصطلاح «کنش‌های منطقی» را به کنش‌هایی نسبت می‌دهیم که ابزارها و وسایل را منطقا به هم پیوند می‌دهند، اما نه فقط از منظر سوژه‌ای که به این کنش‌ها مبادرت می‌ورزد، بلکه از منظر دیگر اشخاصی که دانشی وسیع دارند—به‌دیگرسخن، ما اصطلاح یادشده را به کنش‌هایی نسبت می‌دهیم که به هر دو معنای سوبژکتیو و ابژکتیو که هم‌اینک تبیین شد منطقی‌اند. کنش‌های دیگر را ما «غیرمنطقی» می‌نامیم (که مقصودمان به‌هیچ‌وجه این نیست که ضدّمنطق‌اند). ما انواع متعددی از کنش‌ها را در ذیل کنش‌های غیرمنطقی قرار می‌دهیم. 

ترجمه از
Pareto V, (1963/1935), The mind and society; a treatise on general sociology, (Translated by Livingston A),  Dover.
 


کلمات کلیدی: متون کلاسیک، جامعه‌شناسی، ویلفردو پارتو، کنش منطقی، کنش غیرمنطقی